تبلیغات
زرتشت و ایران باستان {lang: 'fa'}

مذهب در دوران هخامنشیان



هخامنشیان مانند زرتشتیان به بقای روح اعتقاد داشتند و با وصفی كه طریقه مومیایی‌كردن را از مصریان آموخته بودند و می‌توانستند اجساد خود را مومیایی نمایند تا باقی بماند، خواستار آن نبودند و جسدشان را در قبر گذاشته و به خاك سپرده‌انددرحالی‌كه مصریان آن زمان،‌ بقای روح را باور نداشته و معتقد بودند كه به‌شرطی انسان ابدی می‌شود كه جسم او مومیایی شده و در محل بسیار امنی مثل اهرام یا مصطبه گذاشته شوددر آن زمان هنوز یونانیان كه خود را خیلی متمدن‌تر از ما می‌دانستند و می‌دانند، خدانشناس بودند و بت‌های متعددی می‌پرستیدند كه هركدام از آنها را مظهر آفرینش بخشی از جهان طبیعت تصور می‌كردنددر 2500 سال قبل هنوز دولت روم وجود نداشته و ملت آلمان و فرانسه و انگلیس و به‌طور كلی اكثر مردم اروپا هنوز در مرحله چادرنشینی به‌سر می‌بردند و یا در مرحله شروع دوره كشاورزی سیر می‌كردند و تنها ایرانیان و قوم یهود به خدای واحد ایمان داشته و یكتاپرست بودند.


در مذهب اشوزرتشت، شادبودن و شادی‌كردن نوعی شكرگذاری به درگاه خداوند محسوب می‌شود و غم و غصه‌خوردن و اصراف و هدردادن آفریده‌ها، نوعی ناشكری و ناسپاسی به‌حساب می‌آید.مردم ایران‌باستان، هرساله حدود شصت روز را جشن داشتند كه ضمن ستایش اهورامزدا به بذل و بخشش و جشن و شادی می‌پرداختندهر روز اسمی داشت كه وقتی آن روزها با نام ماه برابر می‌شد، جشن می‌گرفتندشش ((چهره گهنبار)) داشتند كه هركدام پنج روز بود و عقیده بر این بود كه خداوند به هر چهره گهنبار یكی از بخش‌های مهم عالم را آفریده است و جشن می‌گرفتند و خیرات می‌كردندجشن نوروز و مهرگان و سده كه از بزرگترین جشنهای ملی و مذهبی بود نیز جشن گرفته می‌شد.خلاصه ایرانیان سعی می‌كردند به هر بهانه‌ای كه شده روزگار را به شادی و شكرگذاری سپری نمایندهخامنشیان نیز برای شادی و شادی‌كردن، ارزش زیادی قائل بوده و تقریبا در تمام كتیبه‌های خود، اهورامزدا را به خاطر آفرینش شادی ستایش كرده و خدا را شكر می‌گویند.

مسأله اخلاق و وظیفه انسان در رعایت اصول اخلاقی، در دین زرتشت بسیار سفارش شده است، به‌طوری‌كه او را معلم بزرگ اخلاق و اولین و بارزترین مبلغ آن می‌دانند و گاتاها، كتاب مقدس زرتشتیان پر است از متعالی‌ترین اصول اخلاقی كه اشوزرتشت رعایت دقیق این اصول را از انسان خواستار شده است.

دین، كلمه‌ای است اوستایی و به‌معنی وجدان است و كار دین وجدان‌سازی است و وجدان یعنی پای‌بندی انسان به اصول اخلاقی و بنابراین، كار وجدان؛ انسان‌سازی است.

هرودوت و كتزیاس و گزنفون، هرسه ، كوروش را از جهت داشتن نیروهای سیاست و جوانمردی و درستی و مردانگی و به‌خصوص آزادمنشی به‌گونه‌های مختلف ستوده‌اند. باستان‌شناسان هم عقیده دارند كه كوروش همه مردم جهان را به یك چشم نگاه می‌كرد و در رفتار آزاده‌مرد بود، و با داشتن القاب و عناوین شدیدا مخالف بوده‌است. تاریخ نشان می‌دهد كه شاهان هخامنشی به رعایت اصول اخلاقی، بسیار معتقد بوده و به تمام پیمان‌هایی كه در دوران حكومت خود بسته‌اند، پای‌بند بوده‌اند. گیرشمن در كتاب خود، متذكر شده كه شاهان هخامنشی به‌دنبال گسترش عدل و انصاف بوده و نه تنها با پیشروی خود در جهان تمدنی را نابود نكرده‌اند، بلكه به پیشرفت و گسترش تمدن و فرهنگ در جهان بسیار كمك نموده‌اند. پروفسور ماری‌كخ در كتاب خود با نام ((از زبان داریوش))نیز با تكیه بر كتیبه‌های هخامنشیان پای‌بندی ایشان را به اصول اخلاق و انسانیت بسیار ستوده‌اند.

در دین زرتشت، آزادی عقیده و انتخاب راه، بسیار محترم شمرده شده است، به‌طوری‌كه در ((گاتاها)) می‌فرماید هر مرد و زن حق دارد خود راه خویش را برگزیند و خداوند به انسان نیروی اراده بخشیده است تا هر كس برحسب اراده خویش رفتار نماید.

تاریخ نیز گواهی می‌دهد كه هخامنشیان دارای ایدئولوژی بسیار قوی بوده و بدان عمل می‌نمودند،‌از طرفی بسیار آزاداندیش بودند و با وصفی كه مدت دویست‌وسی‌ سال بر بیش از نیمی از مردم جهان فرمان می‌راندند، هرگز باورهای خود و حتی خط و زبان خود را بر آنان تحمیل نكردنددر زمان هخامنشیان آنان تمام ملل تابعه خود را در پیروی از باورهای خویش آزاد می‌گذاشتند و فقط بعضی كارهایی را كه به‌نظر آنها بسیار غیرانسانی جلوه می‌كرد و با اعتقادات آنان بسیار مغایر بوده، در سراسر امپراتوری خود ممنوع كردند، مثلا در ((كارتاژ)) رسم بر این بود كه والدین برای خشنودی بت بزرگ به‌نام ((مولوخ)) فرزندان خود را روی دستهای بت گذاشته می‌سوزاندند یا در سوریه كودكان را در راه بت ((ملكارت)) قربانی می‌كردند، در مصر و بابل نیز مردم بنا به باورهای خود، فرزندان خود را قربانی می‌نمودند،‌ كه هخامنشیان این نوع كارها را در سراسر امپراتوری خود ممنوع اعلام نمودند.


ادامه مطلب