تبلیغات
زرتشت و ایران باستان {lang: 'fa'}

اوضاع ایران در دوره پارتی ها(بخش سوم)




مذهب:

پارتی ها زمانی كه با سك ها معاشر بودند، عناصر آفتاب و ماه و ستاره ها را می پرستیدند. بعد كه با پارسی ها و مادی ها معاشر شدند، اهورمزد را پرستش كردند و چون در ایران پرستش مهر و ناهید رواج داشت، پرستش آن ها هم در معتقدات پارتی ها داخل شد.

پس از آمدن اسكندر به ایران و شیوع مذهب و تمدن یونانی، پرستش بعضی  از ارباب و انواع یونانی نیز جزو مذهب پادشاهان اشكانی گردید. بنابراین باید گفت كه مذهب آن ها مانند تمدنشان تركیبی بود. معلوم است كه مذهب هرمزدپرستی در نزد آن ها به پاكی اولی خود باقی نمانده با معتقدات دیگر آمیخته گردید. مثلا ساختن مجسمه یا صورت هرمز و بنای معبد و غیره كه در نزد پارسی ها بر خلاف دین زرتشت بود از جهت تقلید از یونان در نزد پارتی ها رواج داشت.


چیز دیگر كه در نزد اشكانیان دیده می شود و سابقه نداشت، پرستش اجداد است. شاهان اشكانی برای اشك یكم مرتبه یك نوع الوهیتی قایل شدند، چنان كه لقب اپی فانس كه كلمه یونانی است و روی سكه های شاهان اشكانی این مطلب را می رساند.  پارتی ها اجداد خود را می پرستیدند و صورت آن ها را در خانه ها با كمال مراقبت حفظ می نمودند.

شاهان اشكانی نسبت به مذهب مادی و پاری ها بی قید بودند، به حفظ آن اعتنایی نداشتند، فقط یكی از اشكانیان یعنی بلاش یكم درصدد برآمد كه آوستا را جمع آوری كند. روحانیون دولت اشكانی باز همان مغ ها بودند. شاه اشكانی سمت ریاست روحانیون را داشت، ولی اجرای آداب مذهبی كار مغ ها بود.

نفوذ مغ ها در ابتدا به درجه اس می رسید كه مغستان در امور دولتی نظارت داشت، ولی بعد ها چون شاهان اشكانی از دخالت آن ها در امور مكدر شدند به مرور از نفوذشان كاستند، به طوری كه مغ ها عملاً فاقد اهمیت شدند. شغل مغ ها منحصر به امور مذهبی نبود، بلكه بسیاری از آن ها طبیب و مدرس و معلم و منجم و سالنامه نگار نیز بودند.

استرابون نوشته است كه: روحانیون این زمان را محافظین آتشكده گفتند و این عبارت، ترجمه آثروان است كه با فارسی امروز آتشبان می شود.

از آنچه ذكر شد این نتیجه حاصل می شود كه در دوره اشكانیان هم ایران مذهب رسمی نداشته و چنان كه در دوره هخامنشیان بابل در معتقدات شاهان نفوذ داشت در این دوره یونان جایگیر بابل شده بود.


ادامه مطلب