تبلیغات
زرتشت و ایران باستان {lang: 'fa'}

بهرام سوم


بهرام سوم یا سكان شاه كه در زمان ولایت عهدی ،‌حكومت سیستان یا سكستان را در دست داشت، بعد از مرگ بهرام دوم تنها توانست در مدت زمان كوتاهی (چهار ماه ) بر مسند قدرت شاهنشاهی ایران تكیه زند .  آنچه از پژوهش متن تاریخ بر می آید این است كه یكی از شخصیت های مهم تاریخی در اوایل سلطنت شاهان ساسانی ،‌موبد موبدان « كرتیر » بوده است. قدرت كرتیر در امور مذهبی و سایر امور مملكتی در طی مدت سلطنت هفت تن از پادشاهان ساسانی رو به افزایش نهاد و بیشترین قدرت و اعمال نفوذ وی در امور مملكتی در زمان بهرام اول و دوم بوده است. بعد از مرگ شاپور اول ، دومین شاه ساسانی‌، پسر وی هرمز اول قدرت را در دست گرفت و پس از آن برادر وی بهرام اول بر اریكه شاهی تكیه زد. با اعمال نفوذ كرتیر بعد از بهرام اول پسر نوجوانش بهرام دوم شاه شد و نرسی پسر دیگر شاپور اول از سلطنت باز ماند. علل تاریخی این مسئله مربوط به گرایش مذهبی نرسی بود و كرتیر با به سلطنت رساندن بهرام دوم و حمایت از او مانع از این انحراف گردید و در عوض بر قدرت خویش افزود. با مرگ بهرام دوم و به سلطنت رسیدن بهرام سوم، نرسی كه در این زمان در ارمنستان به سر می برد، داعیه سلطنت كرد و با ضرب سكه به نام خود عملا علم طغیان و مخالفت برافراشت و در نتیجه جنگی كه بین آنان در گرفت،‌نرسی قدرت را به دست گرفت
چو برگشت بهرام را روز بخت به نرسی سپرد آن زمان تاج و تخت 
نكته ای كه باید در اینجا به آن اشاره كرد این است كه تشابه ظاهری در نوشتار نام «‌ورهران »‌و نام « نرسی » باعث این شده است كه برخی از محققین سكه های بهرام سوم را به نرسی نسبت بدهند
خانم دكتر ملك زاده بیانی با معرفی مدالی از بهرام سوم،‌در مجله بررسی های تاریخی،‌شماره یك از سال پنجم،‌تا حدودی تصویر و تاج زیبای این شاه ساسانی را نمایان ساخت.در حاشیه این مدال بیضوی شكل كه گوشه راست آن شكسته است با نوشتار پهلوی چنین آمده است: « زی و (یحیو ) مزدیسن بغی ورهران ملكا... انیران » ، به معنی
« زنده باد مزدا پرست خدایگان بهرام شاه ... غیر ایران ».بعد از شكست بهرام سوم از نرسی و فرار او از پایتخت در سال 293 میلادی بنا به نظر كریستین سن ،‌ممكن است بهرام در بعضی از قسمت های شرقی ایران به شاهی باقی مانده باشد.2اینك سكه ای مسین از بهرام سوم را كه به احتمال بعد از خلع شدن از سلطنت در سرزمین‌های شرقی ضرب كرده است را معرفی نموده و علت ضرب آن را نیز بررسی می نماییم. تصویر شاه روی سكه مانند سایر سكه های ساسانی رو به راست نقش شده است و تاج شاه اگر چه به عینه همانند تاج موجود بر سكه های سیمین ومدال منسوب به بهرام سوم نیست ، ولی شباهت زیادی با آن دارد. موهای جمع شده شاه ، تاج با خطوط عمودی و ریش كوتاه در این سكه‌، همانند مدال و سكه های سیمین منسوب به بهرام سوم است. آنچه بیشتر از همه مهم به نظر می رسد، نقش نقر شده بر پشت این سكه و علت این امر است. در پشت این سكه نقش پیكره مردی سوار بر اسب را می بینیم كه رو به راست ایستاده و حلقه ای را در دست راست خود گرفته است. این نقش همانند نگاره ‌های تاج بخشی به جا مانده از دوره ساسانیان بوده كه در آن مظهر اهورا مزدا و یا در واقع موبد موبدان سوار بر اسب و یا پیاده حلقه قدرت را به شاه تفویض می نموده است. در این سكه نقش پیكره اسب همانند پیكره های تاج بخشی بهرام دوم،‌اردشیر اول و ... طراحی شده است. بر سمت راست سكه ،در پشت پیكره اسب با خط پهلوی خلاصه ای از نام بهرام به صورت (وره ران ) نقر گردیده است. به هر حال اگر قرایت نوشتار بر پشت این سكه را خلاصه ای از نام ورهران بدانیم و تشابه ظاهری نقش چهره شاه را در این سكه و سكه های سیمین و مدال منسوب به بهرام سوم را در نظر بگیریم ، نتیجه حاصله این خواهد بود كه بهرام سوم در دوره ای كه از سلطنت كنار گذاشته شده بود نیز در بخش هایی از ایران به ضرب سكه پرداخته است. از جمله نقوشی كه بر پشت سكه به نظر می رسد، در قسمت ربع اول پشت سكه نقش قیچی مانندی كه نماد دادوری كرتیر بوده را می توان متصور شد. علت اصلی ضرب چنین سكه ای تنها این می تواند باشد كه بهرام سوم از سكه به عنوان یك برگه تبلیغی اعتراضی استفاده كرده و در این گیر و دار با به تصویر در آوردن نقش موبد موبدان ( كه در آن زمان كرتیر بوده است) با حلقه قدرت‌،خویشتن را برگزیده ایزدان و شایسته سلطنت دانسته است و به عبارتی دیگر خواسته تا حقانیت خویش را بر جانشینی بهرام دوم در برابر نرسی ثابت نماید. روی و پشت سكه در جاهای مخلتف نوشتار ضعیفی به چشم می خورد كه قابل خواندن نیست .امید است با به دست آمدن نمونه هایی بهتر از این نوع مسكوكات، نقاط مبهم این موضوع نیز روشن گردد. مدت حکومت بهرام سوم حدود 4 ماه در سال 293 بود .


ادامه مطلب