تبلیغات
زرتشت و ایران باستان {lang: 'fa'}

آتش در اندیشه پارسی(2)


آتش درسروده هاى گاهانى
گاتها اصیل ترین پاره اوستاى موجوداند؛ سروده هایى که به باور عموم پژوهندگان از خود زرتشت به جامانده است. نیایش با آتش و احترام به آن در میان ایرانیان سابقه اى دیرینه و کهن تر از آیین زرتشت دارد. استاد زرین کوب این رسم و باور رابازمانده و یادگارى عصر پیش از جدایى اقوام هند و ایرانى مى داند و در باره خویشکارى آتش مى نویسد: نقش آتش در داورى بین پاک و ناپاک و درست و نادرست به ادوار قبل از جدایى اقوام هند و آریایى مى رسد. علاوه بر این با توجه به اساطیر ایران باستان مشاهده مى کنیم که باور به ایزد آذر بر تعالیم زرتشت مقدم است. پس مى توان به صراحت این ایده را مطرح کرد که آتش پرستارى و نیایش با آن جزیى از بدنه اصلى آیین زرتشت نیست. به هر حال آتش در سروده هاى گاهانى تقدس و نقش خود را حفظ کرده است و مظهر عدالت و داد خداوندى است. مزدا پرستان در نزد آن نماز به پا مى دارند و سوپرستى است. زردشت ادعا مى کند که در پرتو گرماى آذر، نیروى «منش نیک» به او روى آورد. در پرتو گرماى آذر تو - که نیرومندى اش از اشه است - نیروى «منش نیک» به من روى خواهد نمود. آذر در جهان پسین نشان دهنده و مشخص کننده جایگاه نیکوکاران و بدکاران است. اى مزدا اهوره! با آذر فروزان خویش، واپسین جایگاه هر دو گروه پیروان راستین و پیروان دروندرا آشکار کن. علاوه بر این خویشکارى آتش در آن سرا براى نیکان موجب خیر و خوشى و شادکامى است و براى بدکاران وسیله عذاب وکیفر است: اى مزدا! تو با آذر فروزان و آهن گدازان هر دو گروه را خواهى آزمود پاداش و پادافره خواهى داد. هر یک از آفریدگان جهان در حمایت یکی از ایزدان است و نگاهبان آتش، اردیبهشت امشاسپند است (بندهشن، 3: 15، 26: 41 به بعد). این پیوستگی آتش و اشه (اردیبهشت) را در کهن ترین بخش اوستا یعنی گاهان نیز می بینیم (یسنای 43، بند 4 و غیره). اهریمن همان گونه که در آغاز خلقت بر همه افریدگان تاخت و آنها را آلوده ساخت، بر آتش نیز حمله برد. دودی که همراه آتش است، اثری از آلودگی اهریمن است (بندهشن، 4: 27). از این رو ریختن چیزهای ناپاک یا هیزم تر بر آتش که سبب دود کردن آن می گردد، منع شده است و بر عکس، ریختن هیزم خشک و بویهای خوش بر آتش سبب خشنودی آن می شود (دینکرد، 2/794ـ 795).

آتش در متون غیرگاهانى
یکى از ویژگیهاى اختصاصى مزدا پرستان، احترام و نیایش آتش تا سر حد پرستش است. به طورى که موبدان آتش نیایش رادر پنج وعده عبادت، در آتشکده مى خوانند. روز نهم هر ماه آذر (آتش) نام دارد و در آن جشن هاى ویژه آتش بر گزار مى کنند. در آتش نیایش، آذر، بزرگترین بخشوده اهورامزدا، جلوه گاه او، بزرگترین سزاوار ستایش و نزدیک ترین ایزد به اهورامزدا (پسراهورامزدا) است. در بندهاى نهایى آتش نیایش آمده است: درود و ستایش به تو، اى آتش اهورامزدا، مى ستایم این روشنایى پاک و درخشان را، اینک که به ما آشکارى، توان و نیرویمان بخشاى تا بهترین اندیشه و گفتار و کردار را داشته باشیم. یاریمان ده که با بدى و زشتى و دروغ پیکار کنیم روان ما را پالوده گردان از بدى و راه بى فرجامى، تا شایسته پرستش اهوراى بزرگ باشیم.آتش نیایش به آتش بهرام نیایش نیز مشهور است؛ زیرا بر پایه گزارش اوستا پنج نوع آتش وجود دارد که برترین آنها برزى سونگهه (در پهلوى آتش بهرام) است. بزرگداشت آتش نزد پیروان آیین زرتشت از چنان اهمیتى برخوردار است که هر گاه فردى از آنان بمیرد، در فصل زمستان نه شب و در فصل تابستان مى بایست به مدت یک ماه، آتش از خانه او دور شود، به گونه اى که اگر کسى از این فرمان سرپیچى کند، سزاوار دویست تازیانه با اسپهه - اشترا، و دویست تازیانه با سروشو - چرن است. امروزه نیز زرتشیان آتش را گرامى مى دارند و در بخشى از اعتقادنامه سال 1370 که از سوى انجمن موبدان تهران منتشر شده در باره پرستش نورها و فروغها آمده است. در دین زرتشتى اعتقاد بر این است که تمام نورها و فروغها از اهورامزدا نشأت مى گیرد و روشنایى در هر جلوه اى مانند خورشید، آتش، ماه، ستاره و هر چیز نورانى که باشد آن را نمادى از اهورامزدا دانسته و پرستش سوى خود قرار مى دهند.


ادامه مطلب