تبلیغات
زرتشت و ایران باستان {lang: 'fa'}

آتش در اندیشه پارسی(3)


آتش در اساطیر ایران باستان

کشف آتش یکی از مهم ترین و حیاتی ترین اکتشافات تاریخ زندگی بشر بوده است و به دلیل اهمیت حیاتی این اکتشاف، و نقش بسیار مهم و زندگانی بخشی که آتش در حیات بشر باستانی ایفا می کرده، ستایش و تقدیس آتش از همان دوران باستان رواج و تداول داشته و آتش در اغلب فرهنگ های اساطیری، موجودی مقدس و متعالی یه شمار می رفته و ستایش می شده است. در اساطیر ایران باستان، پیدایش آتش را به هوشنگ نسبت می دادند. به روایت شاهنامه فردوسی، در یکی از روزهایی که هوشنگ به شکار رفته بود، ماری بر سر راه دید و چون مار قصد حمله و آسیب رساندن به او را داشت، هوشنگ به قصد کشتن مار سنگی به جانبش پرتاب کرد. سنگ به مار برخورد نکرد، بلکه به سنگ دیگری برخورد و از این برخورد، شراره آتش جهید و آتشی پدید آمد که تا آن روزگار ناشناخته بود. هوشنگ به شکرانه و میمنت پیدایش این فروغ ایزدی، آن روز را جشن گرفت و به شادمانی و تکریم ایزدان آسمانی پرداخت و این همان جشن سده است که در آن ایرانیان باستان به تقدیس و ستایش آتش می پرداختند. در برخی دیگر از روایت های ایرانی، آفرینش آتش وابسته به پیدایش گیاهان و روییدنی ها است. شاید اعتقاد به سرچشمه گیاهی و نباتی آتش در اقوام کهن ایرانی از اینجا ریشه گرفته باشد که چون این اقوام آتش را از سایش دو تکه چوب به یکدیگر ایجاد می کردند و شعله اش را از این مالش و سایش بر می افروختند، این باور در آنان ریشه دوانید که سرچشمه آتش، چوب درختان است، پس آتش منشاء نباتی دارد و روح درخت و گیاه است. این باور کم کم پرورش یافت و نضج گرفت و به این صورت تکامل یافت که آتش روح طبیعت و هر آن چیزی است که در طبیعت شکوفا می شود و می بالد، تعمیم این باور چنان گسترش یافت که آتش روح و روان زندگی و حیات شناخته شد و در طی گذشت سده ها و هزاره ها، این استنتاج فلسفی و هستی شناسانه به وجود آمد که آتش روح هستی و آفرینش است. و بر مبنای همین باور، آتش حرمتی مقدس و آسمانی یافت و پرستش شد، و چنین بود که با گذشت زمان، آتش بنیانی ایزدی و سرشتی مینوی یافت. در اوستا، آتش پسر اهورامزدا و سپندارمذ، و زمین دختر ایشان معرفی شده است. این عنصر آسمانی و مقدس، نزدیک ترین دوست و خویشاوند، و طبیعی ترین همراه و یاور بشر تلقی شده، هم چنین به عنوان پیکی میان انسان و ایزدان مورد احترام بسیار بوده است.از این رو در ایران باستان آن را مظهر ربانیت، و شعله اش را یادآور فروغی ایزدی می پنداشتند و برای شعله مقدسی که با چوب عود و اتر در آتشکده ها، همیشه فروزان نگاه می داشتند احترام و ارزش خاص و مقدسی قائل بودند.این آتشدان فروزان، در پرستش گاه ها و نیایش گاه ها، به منزله محراب پیروان آیین مزدایسنا بوده است.

سابقه آتش پرستى و تقدیس آتش در میان ایرانیان
کرتیر هیربد و موبد بزرگ که سى سال رهبرى روحانى را در سلطنت شاپور اول هرمز اول و بهرام دوم بر عهد داشت، مى گوید: آئین مزدائى با دست من تحکیم یافت و مردان فروزانه بدست من تنبیه شدند و یا با اعتراف به خطاى خویش، گناهانشان بخشوده شد. آتشکده ها بدست من ایجاد شد و مغان بر آنها گماشته شدند. به فرمان آفریدگار، منصب پادشاهان را تأئید نمودم؛ و در سراسر ایران آتشکده هاى متعددى ساخته شد. و ازدواج با اقارب دوباره ممنوع گردید. به هر جا که ارتش شاهنشاهى قدم گذاشت، آتشکده هائى در آن بر پا شد، در انطاکیه و... آتشکده ها بنا گردید. در اساطیر مذهبى ادیان از جمله اسلام، آمده است که بشر از دیرباز آتش را گرامى مى داشته است. برخى اساطیر مدعى اند که انسان اولیه به تقدیس آتش پرداخت و بر این کار اصرار کرد که آتش قربانى او را قبول کند و بسوزاند. برخى گفته اند آتش پرستى پس از داستان حضرت ابراهیم آغاز شده است. برخى معتقدند که قبل از پیدایش نفت و مواد سوختنى، آتش در نزد اقوام مختلف، اعتبارى تام و ارزشى فراوان داشته است. مؤلف فرهنگ قرآن مى گوید: اگر چه بعد از این، عقیده آتش پرستى در بسیارى از نقاط زمین رونق گرفت، ولى در نقاط نفت خیز رواج بیشترى داشت. مى توان گفت که کیش آتش پرستى با مواد نفتى و سوختى رابطه نزدیکى داشته است. در غرب باکو منطقه اى نفت خیز وجود دارد که در آن آتشکده بزرگى داشته اند. آئین زرتشت که ترکیبى از آئین زروانى یعنى عناصرپرستى و ستاره پرستى بود، از باکو به اطراف و اکناف ایران و هند و قسمتى از عربستان انتشار یافت. آئین زروانى قبل از زرتشت نیز در ماوراء النهر و غرب هند و افغانستان رایج بوده است. کلمه زروانى مشتق از کلمه زوکه معنى عناصر چهارگانه: آب، خاک، آتش و باد است، همین را مى رساند. چون آتش از میان این عناصر الطاف و حالت فعال ترى دارد، مردم آن نواحى آن را به عنوان خداى بزرگ مى پرستنده اند و آن سه عنصر دیگر را خدایان کوچک مى دانسته اند. زرتشت میان این دو آئین را (زروانى و ستاره پرستى) تلفیق کرد و آئین خود را پدید آورد. تقدیس آتش از ایران به یونان راه یافت و پیروانى پیدا کرد. آتش المپیاد یادگارى است از آن دوران که جزء تشریفات اولیه مراسم جهانى ورزش معاصر است. فلاسفه اسلامى بر این باورند که تقدیس آتش نتیجه اعتقاد به خیر و شر، پاک و پلید نور و تاریکى است. و این جزء ضدین است یا عنصر غالب دو ضد، و عنصر برتر آن، پس شایسته تقدیس بوده است. محققان جدید براین عقیده اند که سابقه آتش پرستى به دوران طبیعت پرستى مى رسد. به گفته یک مورخ ایرانى، در عهد اردشیر آتشکده هاى خاموش دوباره مشتعل شد و این زمان رسمیت یافتن آئین زرتشت به عنوان دین رسمى و سراسرى کشور ایران بوده است.

 


ادامه مطلب